X
تبلیغات
آتشی در نیستان - آتشی در نیستان

آتشی در نیستان

مرد را دردی اگر باشد خوش است**** درد بی دردی علاجش آتش است

آتشی در نیستان

يك شب آتش در نيستاني فتاد

سوخت چون عشقي كه بر جاني فتاد

شعله تا سرگرم كار خويش شد

هر نيي شمع مزار خويش شد

ني به آتش گفت : كين آشوب چيست؟

مر تو را زین سوختن مطلوب چیست ؟

گفت آتش بي سبب نفروختم

دعوي بي معنيت را سوختم

 

زان كه مي گفتي ني ام با صد نمود

همچنان در بند خود بودي كه بود

 

مرد را دردي اگر باشد خوش است

درد بي دردي علاجش آتش است

یه توضیح کوچولو : این هم از شرح وبلاگ !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/27ساعت   توسط هم راز   |